حل 66[ شصت و شش] سئوال دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣١ - فلسفه اختلاف مردم در ثروت
وقتى كه مردم دوباره از نظر ثروت خود مختلف شدند، احتياج، مردم را بكارهاىشان وادار ساخت دوباره نظم زندگى برقرار گرديد.
حالا اين قصه راست باشد يا نه، يعنى سليمان (ع) چنين تقاضايى كرده باشد يا نه اصل موضوع راست است اگر افراد يك جامعه در مال دنيا اختلاف نداشته باشند، حوائج مختلفه مردم تامين و برآورده نخواهد شد، و براى كارهاى پرمشقت كارگرى پيدا نخواهد شد.
و اگر اختلاف صفات اخلاقى مردم محقق نمىبود و هر كس ذوق مخصوص نمىداشت همه مردم مشتاق يك كسب و يك رشته ميشدند، و بقيه رشتهها و كسبها مهمل ميماند و زندگى در شرف سقوط قرار ميگرفت و يا ساقط ميشد.
ولى چون ذوقهاى مردم مختلف قرار داده شده لذا هر كس بيك كارى شوق پيدا ميكند و در نتيجه ترقيات و تحولاتى نصيب مردم شده تمام چرخهاى زندگى بچرخش مىافتد.
در دستگاه ادارى دولتى نگاه كنيد كه مامورين و موظفين و مستخدمين داراى چه مراتب مختلف و امتيازات گوناگونى هستند، آيا اگر حكومت همه آنها را بيك رتبه و با يك امتياز واحد نصب نمايد نظام ادارى بر هم نخواهد خورد؟